
شمس و قمرم آمد سمع و بصرم آمد و آن سیمبرم آمد و آن کان زرم آمد
مستی سرم آمد نور نظرم آمد چیز دگر ار خواهی چیز دگرم آمد
آن راهزنم آمد توبه شکنم آمد و آن یوسف سیمین بر ناگه به برم آمد
آن کس که همیجستم دی من به چراغ او را امروز چو تنگ گل بر ره گذرم آمد
دو دست کمر کرد او بگرفت مرا در بر زان تاج نکورویان نادر کمرم آمد
آن باغ و بهارش بین وان خمر و خمارش بین وان هضم و گوارش بین چون گل شکرم آمد
از مرگ چرا ترسم کو آب حیات آمد وز طعنه چرا ترسم چون او سپرم آمد
امروز سلیمانم کانگشتریم دادی و آن تاج ملوکانه بر فرق سرم آمد
از حد چو بشد دردم در عشق سفر کردم یا رب چه سعادتها که زین سفرم آمد
وقتست که می نوشم تا برق زند هوشم وقتست که برپرم چون بال و پرم آمد
وقتست که درتابم چون صبح در این عالم وقتست که برغرم چون شیر نرم آمد
بیتی دو بماند اما بردند مرا جانا جایی که جهان آن جا بس مختصرم آمد
امروز....7 آذر ماه... كه به زيبايي همزمان شده است با روز عيد قربان....
روز زيبايت را با هم و در كنار هم، زيبا و دلنشين و عاشقانه جشن خواهيم گرفت...
جشن عشق و احساس و صميميت و مهرباني....جاودان و ماندگار....
با تولّدت در خزان،تمامي روزهايم را بهار كردي....
"روزت مبارك عزيزترينم"
![]()

"خوش آمد گل و زان خوش تر نباشد..."
تولدت مبارك. اين سبد گل هزاران بار تقديم تو باد. راستش كم آوردم! ممنون به خاطر همه چيز...


ای زندگی تن و توانم همه تو
جانی و دلی ای دل و جانم همه تو
تو هستی من شدی از آنی همه من
من نیست شدم در تو از آنم همه تو
******
گویی تو را از ازل دوست داشته ام....
تو را تا ابد دوست خواهم داشت...
من و تو در دریاهای ترانه و عشق غوطه خورده ایم...
هرگز از دلم بیرون نخواهی رفت...
عشقت در قلب و جانم ماندگار و جاودان خواهد ماند.
عشق من....عزیزترینم...بهترینم...
"مبارک باد اولین سالگرد پیوند عاشقانه مان" ![]()